۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

يادتون هست گفتم فيلمهايي كه توي دانشگاه ميگيريد .. كيفيتشون رو بياريد پايين.بابا يكم به فكر بچه هاي داخل دانشگاه باشين

بدون مقدمه ميرم سر اصل مطلب...از دانشگاه زنگ زدن منزلمون به پدرم گفتن پسرت بياد دانشگاه مشكلش حل شده.
بعد از برسي ديدم كه درسته از تلفن دانشگاه بوده منم رفتم ..همين كه وارد شدم با برخورد بد حراست مواجه شدم از پشت دست منو پيچوندن و بعد گفت: ورود شما به دانشگاه غير قانوني شما بايد با ما بيايد .. در گير شدم دستم خورد به صورت طرف دماغش خوني شد .. بماند ماجرا پيچيده شد . كتك خوردم . گفتم كه خود شما تماس گرفتين بيام .. گفتين مشكلت حل شده .. ُبردنم دفتر حراست دانشگاه ..خيلي برخوردشون زشت بود توهين آميز بود..يكي از آقايون مسئولين دانشگاه وارد دفتر شد .. گفت :اينجا رو ميخواي بهم بريزي.آشوب به پاكني.. بعد بگي ديگران بودن..بد جوري اعصابم بهم ريخته بود .. خيلي سخت خودمو كنترل كردم.. هيچي ..نامردي بردنم بازداشتگاه.. يه شب اونجا خوابيدم .. خوب شد مبايل 1100 برادرمو برده بودم وگرنه تصاوير و اطلاعات ميوفتاد دستشون.. بازم پدرم . با اين حال خرابش ..رفت روانداخت به يه آشنايي بيرون آوردمون .. اما همونجا شنيدم اين روزا تو دانشگاه ما جو امنيتي شديدي حكم فرماست ..يادتون هست گفتم فيلمهايي كه توي دانشگاه ميگيريد .. كيفيتشون رو بياريد پايين.بابا يكم به فكر بچه هاي داخل دانشگاه باشين .. همينجوري حدود 8 نفر از بچه ها شناسايي شدن.. كميته خواستشون.. اما بقيه بچه ها بيكار ننشستن .. زير اين همه فشار ..زير پوست.دانشگاه جنبش با قدرت در جريانه..16 آذر فقط دانشگاه و دانشجويان نيستند.. ما هم در بيرون دانشگاه با آنها همراهيم.ما همه با هم هستيم..ما بي شماريم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر